العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
50
شرح كشف المراد ( فارسى )
مواد دوّم و سوّم و هزارم و ميليونيم و . . . دارد و اين همان ماده اوليه است كه به اين مواد تغيير يافته و اين صفات از آن واجب الوجود نيست . در خاتمه به دفاع از متكلمين مىگوئيم : از دو راه اساسى مىتوان حدوث عالم را اثبات كرد : 1 - از راه حركت جوهرى : علامه طباطبائى رحمه اللّه در كتاب نهاية الحكمه ص 240 مىگويد : برهان متكلمين برهان حدوث است [ و در صفحه قبل از زبان خود علامه آورديم ] سپس به كبراى استدلال اشكال مىكنند كه شما مىگوئيد : و كل ما لا يخلو عن الحوادث فهو حادث ما قبول نداريم زيرا به عقيدهء شما تغييرات در عوارض است و جوهر اشياء ثابتند پس تغيير و حدوث اعراض ملازم با تغيير ذات نيست . . . سپس مىفرمايد : نعم لو بنى على الحركة الجوهرية تمت المقدمة و نجحت الحجة . توضيح اينكه : بر اساس حركت جوهرى متن عالم جسمانى در حركت و سيلان است و هستى يكپارچه حركت است و متحرك عين حركت است و هر لحظه عالم حادث مىشود بقول شاعر : هر زمان نو مىشود دنيا و ما * بىخبر از نو شدن اندر بقاء بر اين مبنا اثبات حدوث زمانى براى عالم ميسور است و عالم آن به آن نو و تازه مىشود . 2 - از راه علم : دانشمند معظم آقاى شيخ محمد جواد مغنيه رحمه اللّه در كتاب فلسفه التوحيد و الولاية ص 34 استدلالى از متفكرين عصر جديد براى اثبات وجود خدا مىآورد كه به صورت برهان سبر و تقسيم است و داراى